تبلیغات
روزنوشت - برگ چهارم


























روزنوشت

اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست،او جانشین همه ی نداشته های من است

سلاممممم دوستای نازنینمممممممممممممممممممم عیدتوووووووووون مبارک باشه ان شاءالله
نماز روزه هاتون قبول درگاه حق عزیزان

امسال من بجز خونه دایی هیچ جای دیگه عید دیدنی نرفتم.. و طبق هر سال چون مامان بابا بزرگترن میان دیدنشون
عید فطر ابجیا خونه دعوت بودن وای که چقدر غذا اضاف اومد همه معده ها کوووووووووچیک خخخخ

پریشب ابجی حالش بد شد نصف شب بردیمش بیمارستان دل درد اینا داشت..منه بدبخت هم تا گل صبح اونجا بودم دیگه داشتم میمردم ..حالا اومدم خونه لامصب خوابم نمیبرد ..دیوونه شدم تا تونستم بخوابم
اووووف که چه کیفیییییی داشت تعطیلااااااااااااااااااات آی خوابیدیدم

جونم بگه واستون .. نمیدونم در جریان هستین یا نه قضیه مشهد رفتنمو! یادم نیس گفتمش یا نه اما مختصری اینجا می گویمممممممم
یه روز ما نشسته بودیم که یکی از دوستان که باهاشون فعالیت میکنم تو یه زمینه ای تماس گرفتن که تو مرداد اردوی مشهد هست و اسم شما رو میخوام رد کنم و اینحرفا! که منم با خانواده صحبت کردمو چون هزینه هاش پای خودشون بود موافقت کردن که برم!!!!

خلاصه چند هفته بعدش از شیراز زنگ زدن و مصاحبه کردن ..نمیدونستم که بازم مصاحبه داره... یه روز که سر کار بودم قبل رمضون بود از تهران تماس گرفتن و چند تا سوال پرسیدن اخرشم گفتن این مصاحبه شما بود منم هول شده بودم اصلا حضور ذهن نداشتم .. ارباب رجوع هم داشتم دیگه بدتر .. نفهمیدم اصن چی جواب دادم...خانومه بهم گفت ببینم گزینش میشید یا نه!!!
اونموقع بهمون گفته بودن نوزده مرداد عازمیم.. اما وقتی من پیگیری کردم و تماس گرفتم گفتن افتاده یازده مرداد... چندین روز درگیر بودم هی تماس میگرفتم ببینم نتیجه چیشد تا  دیروز که بهم گفتن اسمت تو لیست نیس!!
فکر کنید چندین ماه انتظاری کشیده بودم  بعدش اینجوری شد انگار تموم غمهای عالم ریخت رو دلم... خیلی حالم بد شد..هنوز دپرسم

حالا قراره مسئولمون پیگیری کنه و خبرمون بده.... اما حالم خیلی گرفتس.. تا ببینیم قسمت چی باشه

نوشته شده در دوشنبه 29 تیر 1394 ساعت 12:07 ب.ظ توسط ela نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak