تبلیغات
روزنوشت - برگ اول


























روزنوشت

اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست،او جانشین همه ی نداشته های من است

سلام
نمیدونم چی بگم و یا از کجا شروع کنم
گفتن بعضی حرفا و اعتراف به اشتباهات خیلی سخته
شاید یه روز همینجا خیلی چیزا رو اعتراف کردم اما در حال حاضر بار بزرگی روی شونه هام سنگینی میکنه
کلی کار عقب افتاده ، کلی موضوعات نیمه تمام ، کلی راه نرفته و زندگی بی هدف و ساکن
امروز فوق العاده بی حوصله و کسل هستم
کلی حرف دارم و کلی حرف ندارم
میخوام بنویسم ولی نمیتونم نمیشه
دستام توان داره اما ذهنم یاری نمیکنه
دوست دارم زمان متوقف بشه و همینجا بایسته!
نیاز دارم به خوابی عمیق و طولانی تا کسری این 15 روز بیخوابی رو از تنم بیرون کنه
خیلی خسته م
از همه چیز!


نوشته شده در شنبه 13 تیر 1394 ساعت 10:19 ق.ظ توسط ela نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak